سایت خبری – تحلیلی باران
  • کد خبر : 7408
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : 22 ژانویه, 2015 - 00:59
  •   

    نشستهای دیالکتیکی در توجیه گوبی نیسم! /به قلم سیدلطیف فاضلی

    چندی پیش عده ای از فعالان استان خوزستان برای رفع مشکلات پیش آمده استان به دیدار شخصیت های کشوری رفته و با برگزاری نشست هایی با برخی از بزرگان و پیشکسوتان نظام به تبیین شرایط کنونی استان خوزستان و دلایل عدم توسعه‌ یافتگی استان که می توان از مهمترین این علل، عدم توسعه نیروی انسانی […]

    چندی پیش عده ای از فعالان استان خوزستان برای رفع مشکلات پیش آمده استان به دیدار شخصیت های کشوری رفته و با برگزاری نشست هایی با برخی از بزرگان و پیشکسوتان نظام به تبیین شرایط کنونی استان خوزستان و دلایل عدم توسعه‌ یافتگی استان که می توان از مهمترین این علل، عدم توسعه نیروی انسانی اشاره کرد؛ پرداختند.
    پس از پایان نشست های مذکور شاهد فعل و انفعالات از سوی برخی مدیران استانی بودیم که به برگزاری نشست های پی درپی که متاثر از اتفاق پایتخت بود، منجر گردید. بعد از گذشت هفده ماه از عمر دولت، نشست های دیالکتیکی توام با عملکردی گوبینیستی در کارنامه هفده ماهه اخیر توجه رسانه ها را به خود جلب کرد و حیرت فعالان سیاسی که روشهای اولیگارشی را نفی می کردند را برانگیخت؛ اظهارات عجین شده با پارادوکس های متعدد در جمعی که در هفده ماه اخیر مورد بی مهری مقام ارشد دولت در استان بودند، ذهن مخاطب را به لزوم تبعیت از یک خط مشی و کناره گیری علنی یک ملت از همکاری سیاسی و اقتصادی نهفته در آن رهنمون می ساخت. اظهاراتی چون”در انتصابات محدودیت هایی داشتیم” در تضاد با سخنی چون؛ “در یک روز ۱۲ فرماندار را منصوب کردیم و این نشان از استقلال استاندار است”
    و اظهاراتی چون؛ “استان خوزستان از موفق ترین استانها در اجرای سیاست های دولت اعتدال در کشور است وسرآمد است” که با گفته ای همچون؛ “بیایید مدیریت استان را در تحقق وعده های دولت به مردم یاری کنید ” یا “استان را به سوی آرامش وآنچه صلاح مردم استان است هدایت کنید ” در تضاد می باشد.
    انتقاد از نبود احزاب قوی و اعتراف به انتصابات بر اساس نفوذ دولتی و اذعان به این نکته که همه شایستگان در مناصب حکومتی نیستند، نکات دیگر بیانات گوهر باری است که انتصابات به دور از پایه و اساس منطقی را مورد تاکید قرار می دهد. در بخش دیگری از این بیانات گوهر بار آمده است :”انتصابات به دلیل عدم وجود احزاب بر پایه نقاط ضعف مدیران گذشته استوار است” حال آنکه وجود عناصر دولت قبل و روسای ستادهای آن در مناصب و مدیریت های کلان به این پارادوکس واضح وبی پرده دامن زده است. بهره گیری از ادبیات دیالکتیکی و در عین حال اثبات عملکردی شبیه به گوبینیسم نشان از بزرگ ترین پارادوکس سیاسی چند دهه اخیر و در نوع خود بی نظیر و یا حداقل کم نظیر است.ادبیاتی که دیر هنگام به تشریح علت و معمولی رفتارهای خود می پردازد.
    در پایان باید گفت، آنچه از برآیند کنش های سیاسی اخیر بر می آید زمان تغییر و تحول در سیاست هایی که بر طبل عدم حضور احزاب می کوبند تا اقدامات نافی تکثر خود را توجیه کنند فرا رسیده که مطمئنا دماگوژی حاکم بر برخی نشست ها را متحول خواهد ساخت.
    سیدلطیف فاضلی

    برچسب ها :

    نظرات برای این مطلب بسته شده است.


    Sorry, the comment form is closed at this time.